گیره
صدای اره میاید یک نفر ریشه های من را دارد از ته
یعنی از ته میزند
زیاد غریبه نیست
حتما شما هم او را بسیار دیده اید
این روز ها زیاد از او میشنوید
این روز ها همه او را صدا میزنند
////
غصه ام میگیرد
میدانی در جهل هستیم
غصه ام میگیر د
فرقی هم که ندارد 25 سالت باشد
یا 40 سالت
غصه ام میگیرد
میدانی ...
////
ادامست را غورت بده
شاید این اخرین حماقتت باشد
مادر تمام اب نبات هارا
دور ریخته
اما اگر به کسی نگویی
بالای یخچال
توی دیزی سنگی
چند تایی
میتوانی پیدا کنی
یادت باشد
من نگفتم...!!!
22:47 | امین کریمی
|
دستکش
یادش بخیر جنسش حرف نداشت یادش بخیر دست کش های یادگاری
یادش بخیر که گمش کردم
یادش بخیر
میترسم
میترسم مثل دست کش ها گمت کنم
اخر دست خودم که نیست
/././.
سنگینیه نگاه وقتی روی دوشت باشد
بهتر است ؟
یا
نمیدانم هر جایت؟
قطعا سنگینیه نگاه سنگین است
/./.
خیلی خرفت شده ام
نه این که نبودم
زیاد تر شده ام
خیلی خرفت شده ام
شاید تصور من از خودم در ست نباشد
اما
خیلی خرفت شده ام
23:49 | امین کریمی
|
س
سلام
یک حرف عاشقانه است
باید دوباره سلام کنم
به تو
سلام
یک حرف عاشقانه است
./
تو رود تو دریا تو اقیانوس
تو زلالی
تو اسمان تو کهکشان تو بی نهایتی
تو خوبی
/./.
حالت از این حرف های بهم نمیخوره <؟
عزیزم
حال من دست خودم نیست
میدونم دست کی نیست
بگو دست کیه
کاش
میدونستیم
حالمون دست کیه
این اصلا عاشقانه نیست
13:41 | امین کریمی
|
ل
بلال داغ
بلال سرد
مهم این است که طعم لب های تو
بعد از خوردن بلال
یه چیزه دیگست
////
این روز ها دائم
چش میخورم
نه نفهمیدی
چش میخورم
بابا
چش
چش شلورام ودیروز خوردم
////
بهونه میگیری الکی
این نق نق کردنت
اخر من
دیوونه میکنه
19:47 | امین کریمی
|
شماره شماره شماره
اصلا بحث امروز دیروز نیست
اصلا بحثی نیست
اصلا نیست ی
این بزرگ ترین بحث امروز و دیروز است
////////////////
الویه را خوردم بدون سس
و کتلت های نیم پز
و...
دروغ گفتم
به همین راحتی
همی الویه سس داشت
هم کتلت ها پخته بودند
باید مغزم را عمل کنم
/////////////////
به نظرم
تمام اتفاقاتی که میافتند
یعنی تمام اتفاقاتی که به نظرم
می افتند
یعنی یک سری اتفاق
خوب بس که در زندگی من
اتفاق
می افتد
گاهی دو تا
یا چند تا
اتفاق
با هم
یا
بی هم
میافتند
گاهی هم نمیافتند
اما به نظر من ...
///////
14:56 | امین کریمی
|
شماره شماره شماره
اصلا بحث امروز دیروز نیست
اصلا بحثی نیست
اصلا نیست ی
این بزرگ ترین بحث امروز و دیروز است
////////////////
الویه را خوردم بدون سس
و کتلت های نیم پز
و...
دروغ گفتم
به همین راحتی
همی الویه سس داشت
هم کتلت ها پخته بودند
باید مغزم را عمل کنم
/////////////////
به نظرم
تمام اتفاقاتی که میافتند
یعنی تمام اتفاقاتی که به نظرم
می افتند
یعنی یک سری اتفاق
خوب بس که در زندگی من
اتفاق
می افتد
گاهی دو تا
یا چند تا
اتفاق
با هم
یا
بی هم
میافتند
گاهی هم نمیافتند
اما به نظر من ...
///////
14:48 | امین کریمی
|
مارش مل و
این یک برش از زندگی م ن است این تنها یک برش است
حتما میدانی برش چیست
////
باران گرفته
دو روزی میشود
دیشب تمام مسیر پیاده رو تا خانه را
اب گرفته بود
چاله چوله ها پر شده بودند
امان
که چاله جوله های زندگی مرا اب
پر نمیکند
//////
مادر ترشی درست میکند
مادر مادر هم ترشی درست میکرد
مادر ترشی ها را به همسایه ها میدهد
مادر مادر هم همین کار را میکرد
مادر دارد پیر میشود
مادر مادر هم پیر شد
مادر مادر مرد
مادر نیز یک روز ...
چقدر غم انگیز است
این تسلسل این چرخه
این کوفت این زهر مار این مرض
لعنت به هرچی که اسمش دنیاست یا هرکی.
//////////
پ.ن:عزیز دلم گفته که مارش ملو چیه ؟خوب یه چیزی که میخوریش ولی اصلا انگار جیزی نخوردی بعد بابت باید پول بدی متنفر م از پ.ن ولی خوب عزیزی دیگه چه کنم
12:37 | امین کریمی
|
دو بیتی
در گیر دو تا فلسفه هستیم همه
بی غیرت وبی عاطفه هستیم همه
یک مشت مزخرف ادا اطواری
از عشق نگو کلافه هستیم همه
1:20 | امین کریمی
|
سو تفاهم
پلا ها را دو تا یکی بالا میروم
زل میزنم توی چشمهایت
لب خند میزنی دلم گرم میشود
موهایت را تاب میدهی
دلهره میگیرد تمام دلم را
میترسم
زانو هایم شل میشود
اخم میکنم
توجهی نمیکنی
بعد دلم هری میریزد
شیشه ها
شیشه ها فقط خودت را نشان میدهند
توی شب
دلم قرص میشود
مطمئن میشوم عاشقم نمیشوی
پله ها را دوتا یکی
پایین میایم
20:47 | امین کریمی
|